پژوهشی نو درباره فلسفه گریه، آثار و انواع آن و تحلیلی بر روایت گریه بر امام حسین(ع)

ربنا ما زارعان آیه­ایم، تاجران رود و ابر و سایه­ایم

گریه را در بغض خود دم می­کنیم، روی مژگان کشت شبنم می­کنیم 

ما همه خنیاگران چامه­ایم، ساکن اشک و زیارتنامه­ایم                                                         

جاهلیت ترک شبنم گفتن است،

جاهلیت بی­نیایش خفتن است (1)                                                                        

پرسشهای بسیاری درباره «گریه » به چشم می­خورد که دست یابی به پاسخ آن، نگاهی نو و معرفتی بیشتر به انسان می بخشد و در رهیابی به فتوحات معنوی، توفیقی چشمگیر عطا می کند. با هم پاره ای از این پرسشها را می نگریم:

گریه چیست؟ منشا، آثار، انواع و ابعاد آن کدامند؟

رابطه اشک با قلب، عقل و احساسات چگونه است؟ و آیا موجب ضعف و زبونی انسان نخواهد بود؟

دیدگاه پروردگار متعال و پیشوایان معصوم در روایات و دعاها چیست؟

روایاتی که قطره ای ناچیز از اشک را موجب خاموشی انبوه آتش نافرمانی می داند و یا شهادت امام حسین(ع) را علت گریه مؤمنان می شمرد چگونه می توان پذیرفت؟

گریه حیوانات و حتی جمادات در عزای سید شهیدان اباعبدالله علیه السلام - که در بسیاری از روایات به چشم می خورد - قابل قبول است یا خیر؟ چرا و چگونه؟

گریه چیست؟

ریزش اشک از دیدگان انسان همراه با غم و زاری و گاه با سخن و زمزمه، گریه نامیده می شود، (2) زلال جاری که به وسیله آن مشعل چشمان روشن می شود و نسیم آرام بخش که سرزمین وجود بدان از غبار و کدورت پاک می شود. حقیقتی شگفت آور که امام صادق(ع) درباره آن فرمود:

گریه موهبتی الهی است که توسط آن رطوبت مغز انسان - که موجب دردهای بسیاری خواهد شد - جدا می شود و افراد را از کوری ایمن می سازد، سلامتی و تندرستی بدن را به همراه می آورد و سرانجام حالت نشاط، سبکبالی و طراوت روح به آدمی      می بخشد. (3)

از این رو گریه از ویژگی های انسانها است و عمر زیاد و سلامتی بسیار به همراه داشته و افراد را از اندوه و ناراحتی ها تهی می سازد. آنان که با سخنان تاثیربخش و اشعار احساس آفرین خویش، این چشمه نهفته را جوشان می سازند حقی والا و منتی بسیار بر گریه کنندگان دارند و آنان را در فضایی فراتر از جلوه های فریبای زندگی پرواز می دهند. (4)

منشا گریه و آثار آن

گواه عشق ما این دیده و دل،

رساند اشک و غم ما را به منزل                                                             

هنوز اشک عزا پیوسته جاری است،

رواق چشممان آیینه کاری است (5)                                                                                     

سرچشمه گریه عاطفه و احساس است که به دنبال شوق و عشق، شکست و تنگدلی، محرومیت و یاس، پیروز و شادکامی و یا حزن و اندوه از چشمان انسان جاری می شود. (6)آنجا که امام عصر علیه السلام سخن از مصایب جد بزرگور خویش اباعبدالله الحسین(ع) می کند و لب به بیان عشق و علاقه خود می گشاید، چنین می فرماید: ای جد عزیز! در مصایب و بلاهایی که بر تو فرود آمد، هر صبح و شام سرشک غم و اشک اندوه از چشمان خود می ریزم و چون اشکم تمام شد، برای تو خون گریه می کنم. (7)

آنجا که آثار اجتماعی گریه را می یابیم، تلطف و مهربانی، همدلی و هم سویی و شکل گیری حالات روحی به چشم می خورد و چون به آثار سیاسی گریه می نگریم، ادامه دادن راه و حرکت محبوب شرکت در حماسه شهید و یا عزیز از دست رفته، تصمیم به تقویت هدف و آرمان وی و همدلی با افکار و خواسته های او را می بینیم.

زیرا گریه مظهر شدیدترین حالات احساسی انسان است، از ژرفای وجود سرچشمه می گیرد (8) و عشقی روزافزون در رسیدن به صفات محبوب و دریافت پیامهای او فراهم می کند که در رهگذر زندگانی چون کیمیایی درخشان رواق وجود انسان را آینه کاری و شفاف و نورانی می کند.

ابعاد گریه و انواع آن

گریه از مختصات انسان - و اعراض خاص او - است که دانشمندان علوم مختلف نسبت به آن پژوهشها و دقتهای فراوانی داشته اند:

پزشکان، آثار جسمانی زیادی برای گریه شمرده اند و روان شناسان از تاثیر آن بر روح و روان مطالب بسیاری نوشته اند. آنجا که علمای اخلاق نسبت به طهارت روح و پاکی باطن دستورالعمل هایی می دهند اشک چشم را نشان نورانیت قلب و گیرندگی دل آدمی می دانند و جامعه شناسان، تسلط سخنران را بر گریه و خنده مخاطبان خود، تسلط بر تمامی قلب آنان می دانند; چرا که گریه طوفانی عظیم در سرزمین وجود افراد به پا می کند و چون ریزش آبشاری از احساس و عاطفه است که همگان را به سوی خویش می کشاند.

«دارون » در کتاب «بیان احساسات و تالمات در انسان و حیوان 1890 میلادی » ریزش اشک را برای حیوانات همچون فیل بیان می کند اما برخی دیگر این سخن را رد کرده و گریه را ویژگی خاص آدمی شمرده اند که برخاسته از ژرفای وجود او خواهد بود.(9)

اندیشمندان گریه را دارای انواع گوناگونی دانسته اند که برخی از آنها عبارتست از:

گریه شوق، گریه حزن، گریه ضعف و زبونی، گریه پیروزی و سربلندی و گریه دروغین.

آری اشک عاشقانه زبان دل است و گریه واقعی فریادی است در سکوت; فریادی که نشان از ضعف و زبونی نیست. و سخن احساس و عشق آدمی است، در آنجا که قلم توان نوشتن ندارد و در بیان یارای ترسیم نیست;

هرچند نیست درد دل ما نوشتنی از اشک خود، دو سطر به ایما نوشته ایم (10)

گریه در دیدگاه قرآن

قرآن کریم این کتاب سترگ «گریه » را شیوه دیرینه انبیای الهی می شمرد; آنجا که یعقوب برای یوسف خود سرشک غم ریخت، یادآورمی شود (11) و گریه نوح را بیان می کند. (12) چون سخن از شعیب پیامبر می شود، گریه او را به درگاه خداوند گوشزد می نماید (13) و داود را رسولی معرفی می کند که اهل گریه و راز و نیاز بوده است. (14) هنگامی که به آخرین سفیر سعادت خود یعنی حضرت محمد(ص) می رسد، او و اصحاب عزیزش را مردانی می شمرد که سرشک غم و اندوه از دیدگان خود جاری می کردند و با شنیدن آیات قرآن از خوف الهی اشک می ریختند (15) و نسبت به اصحاب صفه - آن تهیدستان لبریز از ایمان - ریزش اشک را به هنگام شنیدن قرآن نسبت می دهد. (16)

پژوهش برخی از مفسران بدانجا انجامیده که گریه یوسف را بر قبر مادر بیان کرده اند و نسبت به این صفت پسندیده و عاطفی از صالحان و مؤمنان سخن گفته اند. (17) و بعضی دیگر، افزون از آیات الهی که بیانگر گریه آسمان و زمین در مرگ مؤمنان است، گستره این بحث را با روایاتی ارزشمند، شکوهی بیشتر بخشید و از چنین عشق و عاطفه ای - که برخاسته از معرفت است - معارفی ژرف به دست آورده اند. (18) آنجا که پروردگار متعال می فرماید:

«فما بکت علیهم السماء والارض و ما کانوا منظرین.» (19)

(پس نگریست بر آنان آسمان و زمین و مهلت نیز به آنها داده نشد.)

و سپس ارزش گریه خوف آمیز از عظمت الهی را توضیح داده اند. (20) «و یخرون للاذقان یبکون و یزیدهم خشوعا» (21) صحیفه ای از این دفتر معرفت را می گشاییم:

آسمان و زمین برای برخی می گریند و نسبت به عده ای هیچ احساس ندارند! نگریستن بر سرکشان و فرعونیان نشان از حقارت آنها و بیانگر نداشتن دلسوز و یار و یاور برای آنان است اما برای مقربان درگاه الهی و مؤمنان و فرشتگان گریه می کنند و سرشک غم می ریزند.

پاره ای گریه آسمان و زمین را گریه ای حقیقی می دانند که به صورت نوعی دگرگونی و سرخی مخصوص (افزون بر سرخی همیشگی به هنگام طلوع و غروب) خودنمایی می کند، همانند روایتی که:

«لما قتل الحسین بن علی بن ابی طالب(ع) بکت السماء علیه و بکائها حمزه اطرافها.» (22)

هنگامی که حسین بن علی بن ابی طالب(ع) شهید شد، آسمان بر او گریه کرد و گریه او سرخی مخصوصی بود که در اطراف آسمان نمایان شد.

و در حدیث دیگری می خوانیم: امام صادق(ع) فرمود:

«آسمان بر یحیی بن زکریا علیه السلام (که از سوی طاغوت زمان خود به گونه ای جانسوز شهید شد) و بر حسین بن علی(ع) چهل روز گریه کرد و بر دیگری غیر از آن دو گریه نکرده است.» (23)

آری در مرگ مؤمنان و شیفتگان الهی چشم فلک گریان می شود و خاطر خورشید پژمان می گردد; زیرا اینان شعاع رحمت الهی بر زمین و پرتو عشق و محبت خداوندی از آسمان اند. (24)

دعاها و گریه

جایگاه اشک و کوتاه بودن راه تقرب به وسیله آن به حدی است که در دعاهای مختلف چون مقام تسلیم و رضا، اطاعت و طاعت و بندگی و قرب پدید می آید; نام «اشک و گریه » و تکرار آن، صفابخش دلهای پاک و بیدار می شود و گاه بیشتر از آن مطرح می شود که:

«فعلی الاطایب من اهل بیت محمد و علی صلی الله علیهما و آلهما فلیبک الباکون وایاهم فلیندب النادبون ولمثلهم فلتذرف الدموع ولیصرخ الصارخون ویضج الضاجون و یعج العاجون...» (25)

(پس - شیعیان آل محمد(ص) - باید بر پاکان اهل بیت پیامبر و علی - درود الهی بر آنان و دودمانشان باد - اشک از دیدگان بارند و ناله و زاری و ضجه و شیون از دل برکشند.)

آنگاه که امام سجاد(ع) سخن از تهیدست بودن به هنگام حضور در محضر الهی می گوید و یاد قبر و فرجام نامعلوم خویش با اعمال ناچیز خود می کند - که این عبارات تعلیمی برای بندگان عصیانگر و بیانگر سختی معاد و احساس سنگینی مسؤولیت توسط معصومان علیهم السلام است - از ژرفای وجود گریستن به پیشگاه معبود و محبوب خود را به میان می آورد و می فرماید:

و مالی لاابکی ولاادری الی مایکون مصیری ... ابکی لخروج نفسی ابکی لظلمة قبری، ابکی لضیق لحدی ابکی لسؤال منکر و نکیر ایای ابکی لخروجی من قبری عریانا ذلیلا حاملا ثقلی علی ظهری ... (26)

(چرا نگریم در صورتی که نمی دانم فرجام من چگونه است ... می گریم بر آن حالتی که روح و روانم از بدنم خارج می شود، می گریم برای تاریکی قبرم، می گریم برای تنگی لحدم، می گریم برای پرسش دو ملک الهی، نکیر و منکر. می گریم برای آن هنگامی که عریان، ذلیل و با باری از گناه از قبر خارج می شوم ...)

امام حسین(ع) و جایگاه گریه برای آن حضرت

روزی که گل آدم و حوا بسرشتند، بر نام حسین بن علی گریه نوشتند

فرمود نبی در صفت گریه کنانش،البته که آن طایفه از اهل بهشتند (27)                                  

از آغازین روزهای سوگواری و برپایی محافل سخنرانی در ایام محرم و دیگر مناسبتهای مذهبی، سخن از گریه، ارزشهای اخروی و آثار معنوی آن انگیزه­ای قوی برای شیفتگان اهل بیت علیهم السلام بویژه سیدالشهدا علیه السلام ایجاد نمود تا خود را از این بارش مغفرت و ریزش رحمت الهی محروم نکنند. از سوی دیگر پاره ای آزاداندیش و حقیقت جو و تعدادی از دین ناباوران مانده در قحطی معرفت و عشق، به اعتقادات و باورهای زلال و شفاف اینان خرده گرفته و گاه با جملاتی نادرست و ویرانگر بنیان روایات و سخنان معصومان علیهم السلام را هدف می گیرند و انگیزه های پاک و خدایی را با غبار تردید، دچار کدورت و تیرگی می کنند. گفتنی است که بسیاری از این انتقادها برخاسته از سخنان یک سویه و ناپخته سخنرانانی است که بدون توجه به دیگر روایات و غافل از اهداف والای پیشوایان و علمای دین، برای اهداف نامقدس خویش، بیراهه ای ظلمانی - برای خوش آمد افراد - ترسیم می کنند و یک قطره اشک را با تمامی گناهان و نافرمانی ها موجب خاموش سازی دریاهای آتش و آوار عذاب می دانند! در حالی که معصومان علیهم السلام و اولیای الهی چون سخن از آتش دوزخ به میان می آمد، دگرگونی عمیقی در وجودشان نمایان می شد و به خدا پناه می بردند و راه توبه، سنخیت و همرنگی با صفات الهی را بهترین راه گریز از این پرتگاه می دانستند.

برای بررسی و تحلیل آن سخنان و این انتقادات، ابتدا مروری بر احادیث معصومان می کنیم و از ارزش گریه برای سید مظلومان، امام حسین(ع) آگاه می شویم، سپس به بررسی آنها می پردازیم:

1- رسول خدا(ص) فرمود: کسی که گریه کند و 50 نفر، یا 30 نفر، یا 20 نفر، یا 10 نفر و حتی یک نفر را بگریاند و اگر نمی تواند گریه کند تباکی نماید - و خود را به شکل افراد گریان درآورد - بهشت از آن او خواهد بود. (28)

2- امام صادق(ع) می فرماید: امیرمؤمنان علی(ع) نگاهی به حسین(ع) کرد و فرمود: «ای مایه گریه هر مؤمن » چون امام حسین(ع) عرض کرد پدر مرا می گویید. علی(ع) می فرمود: آری ای پسرم. (29)

3-  امام حسین(ع) می فرمود: من کشته گریه ها هستم. یاد نمی کند مرا مؤمنی مگر اشک برایم می ریزد. (30)

4- امام صادق(ع) فرمود: امام حسین(ع) گریه هر مؤمن است به یک قطره اشک هر چند به مقدار بال مگس، باعث آمرزش گناهان می شوند، گرچه گناهان همانند کف دریا - زیاد - باشند. (31)

5- امام رضا علیه السلام رو به ریان بن شبیب کرد و فرمود: ای پسر شبیب! هرگاه خواستی برای چیزی - و کسی - گریه کنی، برای جد ما امام حسین(ع) گریه کن. (32)

6-  عزادران امام حسین«علیه‌السلام» با حضور در مراسم عزای آن حضرت، در واقع خویشتن را مصیبت‌زده و داغدارِ حادثه‌ی عاشورا می‌یابند، گریه سر می‌دهند و بی‌تاب می‌شوند.

7- در اشک برای حسین«علیه‌السلام» آرامشی ویژه و لذتی خاص هست متفاوت با غم‌ها و اشک‌های زندگی روزمرّه، غم معنویت، غم سوختن برای مظلوم، غمی است منشأ حرکت، و پویایی اجتماعی افراد را افزایش می‌دهد و به قلب و روح انسان نشاط همدلی با مظلوم را پدید می‌آورد و لذا از تکرار این غم و اشک ملول نمی‌شود.

8- مهر و محبت به امام معصوم در ژرفای احساسات و عواطف شیعیان آن حضرت جای دارد و با تلاش شیعیان این پیوندِ عمیق عاطفی هرسال تکرار می‌شود، آن‌هم تلاش برای پیوندی عمیق‌تر. و لذا رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا برای شهادت حسین«علیه‌السلام» در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز خاموش و سرد نمی‌شود.

9- با توجهِ عاطفی به حضرت امام حسین«علیه‌السلام» سایر ابعاد شخصیت امام و اسلام مدّ نظر قرار می‌گیرد تا علاوه بر نظر به آزادگی و ظلم‌ستیزی و ایثار و حقیقت‌جویی که غذای جان انسان است، به مقام امامت نیز نظر ‌شود و آن دری می‌شود برای فهم معارف اسلامی از طریق روایات آن بزرگان، و فربه‌شدن در فضائلی چون صبر و حلم که زمینه‌ی نزدیکی به امامان معصوم می‌‌گردد و مرز تولّی و تبرّی که عامل نجات جامعه‌ی اسلامی است شکل می‌گیرد و معنویت به عنوان یک ارزش جا باز می‌کند.

10-  گریه بر امام حسین«علیه‌السلام» از نوع گریه‌های نیمه‌شب‌ اولیاء الهی است که حسین«علیه‌السلام» توانست آن را برای عموم مردم عملی کند و خودِ آن حضرت به‌خوبی متوجه بودند که صحنه‌ی کربلا عامل چنین گریه‌هایی باید باشد تا زمینه‌ی اُنس قلب با حقایق فراهم شود و حجاب‌ها بین عبد و معبود رفع گردد. چرا که هرکس ناظر آن اندازه زیبایی وفاداری بین حسین«علیه‌السلام» و ابوالفضل عباس یا بین امام حسین«علیه‌السلام» و حرّ شود، از عمق فطرت گریه سر می‌دهد تا از اتصال به این زیبایی‌ها محروم نباشد و موجب پایداری بر عهد خود با حقیقت می‌شود و پیوندی جاودانه را که بین جان انسان است با دل‌ اولیاء الهی به صحنه می‌آورد.

11-  بنا به فرمایش امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه»؛ «هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش گریه‌کن نباشد، حفظ نمی‌شود. گریه‌کردن بر عزای امام حسین«علیه‌السلام»، زنده نگه‌داشتن نهضت و زنده نگه‌داشتن همین معنی است که یک جمعیتِ کمی در مقابل یک امپراتوری بزرگ ایستاد... آن‌ها از همین گریه‌ها می‌ترسند. برای این‌که این گریه‌ای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است».

12-  با لباس سیاه به تن‌کردن و سینه و گریه جمعی نهایت تعلق خاطر را نشان می‌دهد که تا چه اندازه به آرمان‌های شخص مظلوم وفادار است و نیز کودکان این جامعه را متوجه چنین تعلق خاطری می‌کند و با نمادهای کربلا و عاشورا آشنا می‌نماید.

13-  رسول خدا(ص) فرمودند: «كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ- إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْن»‏ هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين«علیه‌السلام» گريه كند. روایت فوق خبر از عمق تأثیر اشک بر امام حسین«علیه‌السلام» در عمیق‌ترین ابعاد انسان می‌دهد که در قیامت ظاهر می‌شود.

14-  آن‌کس که عاطفه‌ی خود را درست مدیریت کند و بخواهد بهترین مصداق را جهت تغذیه‌ی عواطف بیابد، می‌پذیرد اشک برای اباعبدالله«علیه‌السلام» موجب صیقل قلوب و گشادگی روح می‌شود و عامل رشد ایمان و حفظ آن از یک طرف ،و دوری از دنیا و صفات رذیله از طرف دیگر می‌شود.

15-  اشک برای حسین«علیه‌السلام» نمونه‌ی به فعلیت‌رسیدن ایمان است، زیرا ایمانی که به پاک‌کردن قلب و زلال‌ساختن دل و دگرگونی آن منتهی نشود، ایمانِ فعلیت‌یافته نیست و نمی‌توان به وسیله‌ی آن ، انس با خدا را از یک طرف، و ایثار و فداکاری و جهاد از طرف دیگر به‌دست آورد.

16-  اشک برای حسین«علیه‌السلام» موجب احیاء قلوب و آزادی عقل از اسارت هوس‌ها و غفلت ها است و در همین راستا حضرت رضا«علیه‌السلام» به «دعبل خزایی» می‌فرمودند: قصیده‌ی خود را در رابطه با شهادت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» بخواند و حضرت با تمام وجود اشک می‌ریختند و دو بیت نیز به آن اضافه نمودند.

آری; شیعیان سوداگران نیتند، زارعان اشک و مظلومیتند                                     

شیعه هر شب می چکد از چشم یاد، شیعه عاشق می شود هر بامداد                              

شیعیان شب را تنفس کرده­اند، شیعیان در خون تجسس کرده­اند                             

نی­نوا را در دل خود ذکر کن،«کل ارض کربلا» را فکر کن 

اشک انبیای الهی

آنگاه که فراتر از این گستره می نگریم، افقی دیگر می بینیم که حیرت انسان را دو چندان می کند زیرا انبیای الهی را می یابیم که در سوک سید شهیدان; امام حسین(ع) سرشک غم از دیدگان جاری کرده اند و در مصائب آن دردانه آفرینش سوگواری کرده اند;

حضرت آدم (34) ، حضرت زکریا (35) ، حضرت نوح (36) ، حضرت ابراهیم (37) ، حضرت اسماعیل (38) ، حضرت سلیمان (39) ، حضرت موسی (40) و حضرت عیسی (41) (علیهم السلام); رسولان پاک سرشت الهی بوده اند که از دیرزمان بیرق عشق و ارادت و اشک و علاقه را بر دلهای خدایی نشانده اند.

برتر از این معرفت، عشق و شناخت حیوانات و حتی جمادات نسبت به امام حسین(ع) است که درباره بلاهای کربلا، انسان نیز سرشک غم ریختند و اظهار محبت نمودند.

امام رضا علیه السلام می فرمود:

جغد در زمان جدم رسول خدا(ص) در منازل و کاخ ها سکنی داشت، مقداری از غذای مردم را می خورد و از آب آشامیدنی آنان می نوشید و به محل خود باز می­گشت، اما پس از شهادت امام حسین(ع) از مکانهای آباد به نقاط ویران، کوهها و بیابانها روی نهاد و می گفت:

شما چه بد امتی هستید که فرزند پیامبرتان را کشتید من از شما بر خود ایمن نیستم. (42)

امام صادق(ع) در این باره فرمود: جغد روزها روزه است و شبها پس از افطار تا صبح بر حسین(ع) ندبه و ناله می کند. (43)

و در سخن دیگری است که با شهادت سیدالشهدا علیه السلام چهل روز آسمان خون گریست، زمین اشک ماتم ریخت با تاریکی در صبح، آسمان سرشک ماتم نشان داد با کسوف و قرمزی، کوهها تکه تکه شدند و پراکنده گردیدند و دریاها شکاف برداشتند تا سوک و ماتم خود را آشکار نمایند.

و بدین سان:

در سلسله اشک بود گوهر مقصود،گر هست ز یوسف خبر، این قافله دارد

قال الحسین (ع) أ َنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر

من كشته‏ام براى اشك، مؤمن يادم نكند جز آنكه گريه‏اش گيرد

اشكي كه در شيعه هست با ناراحتي‌هاي عاطفي و احساساتي فرق اساسي دارد، اشك براي حسين(ع) عامل رابطه انسان است با مقاصد قدسي و لذا نه تنها شادي و نشاط را از شيعيان نمي‌گيرد، بلكه شادي و نشاط در زندگي شيعيان موج مي‌زند. ولي نبايد آن را با لذت‌گرايي يكي گرفت، زيرا تفاوت زيادي است بين آن شادي كه با پرهيزکاري همراه است و روح معنوي دارد با آنچه امروز در غرب هست كه لذت‌گرايي در آن مقصد و معبود شده است. در شيعه، شور زندگي با يادآوري غم غربت نسبت به عالم قدس همراه است و با فرهنگِ مرگ آگاهي راه خود را از قهقهه‌هاي اهل غفلت جدا كرده و سعي دارد خود را در فرحِ حضورِ با حق حفظ كند و اشك بر حسين(ع) نوعي طلب آن فرح است و آن‌هايي كه غم غربت در اين دنيا را مي‌شناسند مي‌فهمند حزن مقدس چه حلاوتي دارد و مواظب‌اند گرفتار لذت‌گرايي و خوش‌گذراني اهل دنيا نشوند و از ارتباط با حقايق وجودي عالم محروم گردند.

شیعه و غم و شادی و اشک

در زندگی شیعه شادی و طرب موج می‌زند، اما نباید آن را با لذت‌گرایی یکی گرفت، تفاوت زیادی است میان آن شادی که با پرهیزکاری همراه است و ویژگی معنوی دارد و آنچه امروز در فرهنگ غرب هست که در آن لذّت‌گرایی مقصد و معبود شده است.

در شیعه شور زندگی یا فرح، با یادآوری نوعی غمِ غربت نسبت به وطن معنوی، همراه است، که موجب حزن می‌گردد. این حالت از جمله حالاتی است که در اشعار عرفانی ما هویدا است و معلوم است که این حزن با ناراحتی عاطفی فرق بسیار دارد.

از آن‌جا که ما مرگ را در پیش داریم ناممکن است چون غافلان از غیب و قیامت از زندگی لذّت مستانه ببریم، و لذا فرهنگ شیعه در این «مرگ‌آگاهی» راه خود را از قهقهه‌های مستانه‌ی اهل غفلت جدا کرده است و با حزنی معنوی در فرحِ حضور است و متوجه است که ما در مقام موجوداتی معنوی با این عالم بیگانه‌ایم و یک نحوه باطن‌گرایی را دائماً مدّ نظر داریم.

آن‌هایی که غم غربت را می‌شناسند در دل حزن مقدس، فرح و حلاوتی می‌یابند که قابل مقایسه با شادی‌های اهل دنیا نمی‌باشد.

دیدگاه شیعه با پیروی از ائمه«علیهم‌السلام» این نکته را دائماً مدّ نظر دارد که این جهان ناقص‌تر از آن است که بتوان با نور حقیقت به طور کامل ارتباط پیدا کرد.

اگر این غم مقدس نبود عناصر شادی‌بخش افراطی بر زندگی تشیع غالب می‌شد و به مردمی تبدیل می‌شدند که بیشتر لذت‌گرا و خوش گذرانند.

حزن شیعه نیز به جهت احساس غم غربت یا حزن معنوی او است که خود را و بقیه را در این غم شریک می‌بیند و اگر این حزن معنوی نبود، خیلی زود فرح، شکل شادیِ بی‌محتوا به خود می‌گرفت و گرفتار لذّت‌جویی حسی می‌شد.

سيل اشك

حضرت امام خميني (ره) :  الآن هزار و چهارصد سال است كه با اين منبرها، روضه ها و مصيبتها، ما را حفظ كرده اند.

مقام عظماي ولايت : واقعه كربلا فقط با منطق عشق فهميده مي شود.

آيت الله جوادي آملي : عزاداري و پابرهنه شدن و آن شور حسيني مايه شرف و سرمايه اين مملكت است، كشور را اين شور نجات داد .

علامه محمد حسين طباطبايي : هيچ كس به هيچ مرحله اي از معنويت نرسيد، مگر در حرم مطهر امام حسينu و يا در توسل به آن حضرت .

آيت الله شيخ عبدالكريم حائري : روضه خواني و گريه بر سيدالشهداء  uعمل مستحبي است كه هزار واجب در آن است .

كربلايي احمد تهراني : گريه براي سيدالشهداu مانند تيزآب است و لكه هاي آن گناهاني را كه با هيچ استغفاري پاك نمي شود شستشو داده و از بين مي برد. هركس قطره اي خالصانه براي امام حسينu گريه كند خداوند درهاي جهنّم را تا ابد به روي او مي بندد.

آيت الله بهجت : گريه بر سيد الشهداء u بالاتر از نماز شب است .

آيت الله گلپايگاني : دلم مي خواهد نام مرا هم جزء روضه خوانهاي حضرت سيدالشهداءu  ثبت نمايند

آيت الله بهاءالديني : دستگاه امام حسين u فوق فقه است، نبايد به دستگاه امام حسينu اهانت شود اين عزاداريها احياء كننده نماز و مساجد است.

آيت الله بروجردي : ثُلث مال بنده به مصرف روضه خواني سيدالشهداءu و ساير ائمه هدي برسد.

 آيت الله شاه آبادي : محال است سالك سير و سلوك كند و بجايي برسد، مگر از طريق خانم حضرت زهراعليها سلام براي حضرت سيدالشهداءu دو ماه (محرم و صفر) را سياه بپوشيد.

آيت الله نخودكي اصفهاني : بر شما واجب است كه به امامان بزرگوارمان توسل جوييد،استمداد از ارواح مطهر ائمه هدي و ارواح اوليا يكي از شرايط سلوك الي الله است.

عارف بالله و عاشق دلسوخته شيخ جعفر مجتهدي تبريزي : عاشق اگر رنگي از معشوق نگيرد در عشق خود صادق نيست،ما بدون گريه بر امام حسينu نمي توانيم زنده بمانيم

 

پی نوشتها:

1- کفشهای مکاشفه، احمد عزیزی، ص 331.

2- مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، ص 58; مجمع البحرین، طریحی، مجلد اول، ص 234; فرهنگ بزرگ جامع نوین، احمد سیاح، ج 1، ص 108.

3- توحید مفضل، ترجمه مرحوم ملا محمد باقر مجلسی، ص 62.

4- آیت الله حائری شیرازی، سخنرانی در دفتر رهبری، قم، روز شهادت امام صادق(ع)، 4/12/1376.

5- استاد محدثی.

6- نک: تفسیر التبیان، ج 9، ص 436.

7- نک: زیارت ناحیه از حضرت مهدی علیه السلام.

8- حماسه حسینی، آیت الله شهید مطهری، ج 3، ص 94.

9- همان، ص 94 و95.

10- صائب تبریزی

11- یوسف/76; رک: تفسیر التبیان، ج 6، ص 184.

12- هود/25; رک: تفسیر کشف الاسرار، ج 4، ص 382.

13- قصص/22; رک: همان، ج 7، ص 308.

14- ص/21; رک: همان، ج 8، ص 342.

15- حجر/43; رک: همان، ج 5، ص 329.

16- نجم/60; رک: تفسیر المراغی، ج 27، ص 72.

17- یوسف/20; رک: تفسیر کشف الاسرار، ج 5، ص 32.

18- رک: تفسیر نمونه، ج 21، ص 179; تفسیر کشف الاسرار، ج 9، ص 99; تفسیر مفید، ج 25، ص 225.

19- دخان/29.

20- رک: تفسیر المراغی، ج 15، ص 109.

21- اسراء/109.

22- مجمع البیان، ج 9، ص 69.

23- همان.

24- تفسیر نمونه، ج 21، ص 179 تا 181 (با تلخیص فراوان).

25- دعای ندبه; رک: مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی، دفتر نشر فرهنگ، ص 980.

26- دعای ابوحمزه ثمالی; رک: همان، ص 348.

27- سیمای کربلا، محمد صحتی سردرودی، مقدمه.

28- کامل الزیارات، ابو قولویه، بحث گریه برای امام حسین(ع).

29- کامل الزیارات، ابو قولویه، بحث گریه برای امام حسین(ع).

30- کامل الزیارات، ابو قولویه، بحث گریه برای امام حسین(ع).

31- کامل الزیارات، ابو قولویه، بحث گریه برای امام حسین(ع).

32- کامل الزیارات، ابو قولویه، بحث گریه برای امام حسین(ع).

33- کفشهای مکاشفه، ص 315 و317 (با تلخیص بسیار).

34- بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 44، ص 242 و245.

35- همان، ص 223.

36- همان، ص 230 و243.

37- همان، ص 225 و243.

38- همان، ص 227 و243.

39- همان، ص 244.

40- همان.

41- همان.

42- کامل الزیارات، ابو قولویه، بحث گریه برای امام حسین(ع).

43- کامل الزیارات، ابو قولویه، بحث گریه برای امام حسین(ع).

التماس دعا دلستان۱۱۰گ.ظ.گ